
موقع رفتن زینب آمد جان این سینهزن بر لب آمد کشتهی کربلایی، یار بیسر کجایی بعد یک سال و چندی جدایی وقت دَفنَم تو باید بیایی خواهرت در آفِتاب است تشنهی یک جرعه آب است (وای حسینم، وای حسینم)۳ مدتی که گذشت از عَزایت شب به شب روضه خواندم برایت بعد تو دیدم آزار دربهدر پیش انظار بین نامحرم کوچه، بازار ناله کردم کجایی علمدار پشت نیزه سنگرم شد آستینم معجرم شد (وای حسینم، وای حسینم)۳ یادگار تو را میگذارم بر روی سینهام میفشارم تازه مانده روی آن جای نعل ستوران پیکرت روی خاک بیابان این طرف، آن طرف شد حسین جان کِی رود از یاد زینب ضربههای سُمِّ مرکب (وای حسینم، وای حسینم)3