یکی برسه به دادِ حسین تا کنار علقمه جون نداده حسین چشای حرم به راهه حسین لحظههای سختیه بیپناهه حسین دلش تو خیمههاست ولی، بالاسرم نشسته چجوری برگرده حرم با کمر شکسته دستامو بِم برگردونید تا زیرِ بغلهاشو بگیرم دیگه نمیتونه بلند شه الهی من براش بمیرم (حسینم حسینم، برادر غریبم برادر غریبم) بهخاطر من بلندشو برو تا ندیده حرمله گریههای تورو میخنده سنان به اشک چشات غمِ بیبرادری خیلی سخته برات یه نیزه خورده تو گلوم مزاحم صدامه میخوام ببینمت ولی سهشعبه تو چشامه این نیزهها و این سهشعبه، همدست میشن توی گودال گریونه زهرا بین مقتل، اما سنان و شمر خوشحال (حسینم حسینم، برادر غریبم برادر غریبم)