نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

کربلا به پا شد چونکه امر مولا ماند از جفا روی زمین خطبۀ منا را ناشنیده رفتند درمانده در شک و یقین ایمانشان فرو ریخت با سکههای تزویر دلهایشان سیاه و پاهایشان به زنجیر شد راه اهل کوفه شهوت و حب مقام ایمانشان را گرفت لقمۀ نان حرام آید هنوز هم، مّن تحت قُبّهّ مّن کانّ باذلاً، فینا مُهجّهّ پا برهنهها را دلشکستهها را ماوا و تسکین کربلاست داغ غم کشیده آه و اشکِ دیده تصویری از خطبه مناست اهل ربا و عصیان دل از حسین بریدند از خون او گذشتند ذلت به خود خریدند ای همسفر حذر کن از حب مال دنیا وقتی رفیق گمراه سر میبُرد حسین را آید هنوز هم، مّن تحت قُبّهّ مّن کانّ باذلاً، فینا مُهجّهّ تا که در مسیر کربلا بمانیم باید دل از دنیا برید میتوان فقط با، دل به او سپردن به درک عاشورا رسید هر لحظه امتحان است وقتی به کربلایی دلدادهای اگر تو از نفس خود رهایی ظلم و ستم ستیزی فریاد خون مولاست ذلت نمیپذیریم معیار ما کربلاست ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد