نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای ماه من جان رباب رو نیزهها آروم بخواب اصلا ببند چشماتو تا که نبینی علی رو دست من جای طناب غصه میخوره چقدرعمه برای تو کشته مادر تورو زخم لبای تو میبینم روی نیزه حرارت آبت کرده هنوزم حسم میگه علمدار برمیگرده علمدار برمیگرده علمدار برمیگرده *** روز و شب ندارم علی بی تاب و بی قرارم علی حالا که تو پر زدی رفتی رو نیزهها دیگه بمون کنارم علی چی سرت اومد آخه ای بی گناه من کاش بسوزه حرمله با سوز آه من میبینم روی نیزه رُخت بی رنگه مادر برای لبخند تو دلم تنگه مادر علمدار برمیگرده علمدار برمیگرده ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد