
کجاها اومده زینب کی باورش میشد که توی مردا اومده زینب چجوری اومده زینب چجوری از لب گودال بالا اومده زینب نیزهها رو توی سینه دید ای داد بیداد ای داد بیداد ای داد بیداد شمر اومد چادرشو کشید ای داد بیداد ای داد بیداد ای داد بیداد دستشو که رو گلو گذاشت ای داد بیداد ای داد بیداد ای داد بیداد تیغ شمر انگشتشو برید ای داد بیداد ای داد بیداد ای داد بیداد هی طرفش سنگ زدم بره نرفت نرفت به صورتم چنگ زدم بره نرفت نرفت یه جوری بی حالی انگار یه ساله توی گودالی یه جوری افتادی نفس بکش نشکن نفسم رو داداش واسه غارت کردن جسم تو دعوا میکنن دست و پا که میزنی لشگر تماشا میکنن پیرمردا نذرشونه روی جسمت راه برن نعلای اسب هاشونو دارن مهیا میکنن اسیر دست غم میشی کنار چشم زینب رفته رفته داری کم میشی داری ورق ورق میشی با این پاشیدگی داداش آخه چجوری جمع میشی چادرم رو پهن میکنم ای داد بیداد ای داد بیداد ای داد بیداد تکه هاتو جمع میکنم ای داد بیداد ای داد بیداد ای داد بیداد صورتم رو چنگ میزنم ای داد بیداد ای داد بیداد ای داد بیداد هی قدم رو خم میکنم ای داد بیداد ای داد بیداد ای داد بیداد صدا میزنی زیر دستو پا تو دستو پا میزنی رو به شمر پست بی حیا میزنی با تیغ میزنن ضربه از نزدیک و دقیق میزنن بی دفاعی ضربه رو عمیق میزنن با تیغ میزنن غریب عراقی حرارت قلب منی حبیب عراقی غریب عراقی بوی پیرهن تو بوی سیب عراقی حبیب عراقی عزیز عراقی حنجرتو بریده تیغ تیز عراقی عزیز عراقی چیزی نمونده از تن شریف تو باقی عزیز عراقی دور خیمه ها عَلَیکُنَّ بالفرار بود غبار بود غبار بود غبار بود خواهرت پیاده بود و خولی سوار بود محراب نمازت عمیقِ، گودال و میگم۲ خالی نشدش یک دقیقه، گودالو میگن میگن پر شمشیر و تیغه، گودالو میگن خون تو جای آب خوردن ابی عبدالله ابی عبدالله ابی عبدالله دور سرت شراب خوردن ابی عبدالله ابی عبدالله ابی عبدالله با چه دلی تشنه بریدن ابی عبدالله ابی عبدالله ابی عبدالله سرت رو عین آب خوردن ابی عبدالله ابی عبدالله ابی عبدالله خواهرتو عذاب دادن ابی عبدالله ابی عبدالله ابی عبدالله تنت رو پیچ و تاب دادن ابی عبدالله ابی عبدالله ابی عبدالله