نه مراست قدرت آن‌ که دَم زنم از جلال تو یا علی

نه مراست قدرت آن‌ که دَم زنم از جلال تو یا علی

[ حاج محمود کریمی ]
نه مراست قدرت آن‌ که دَم زنم از جلال تو یا علی
نه مرا زبان که بیان کنم، صفت کمال تو یا علی

تویی آن‌ که میم مشیّتت، زده نقش، صورت کاف و نون
فَلک و زمین به اراده‌ات، شده بی‌سکون، شده با سکون

به کتاب عِلم تو مندرج، بُوَد آن‌چه کانَ و ما یکون
تویی آن مصوّر ما خَلَق، که مِن الظواهر و البطون

بُوَد این عوالم کن فکان، أثر فِعال تو یا علی

تو همان درخت حقیقتی که در این حدیقه‌ی دنیوی
زِ فروغ نور تو مشتعل، شده نار نخله‌ی موسوی

أنا ربّکم تو زنی و بس، به لسان تازی و پهلوی
زِ تو در لسان موحّدین، بُوَد این ترانه‌ی معنوی

که أنا الحق است به حقّ حق، ثمر نهال تو یا علی
مددی کن ای شَه لوکَشَف، غم و ابتهال تو یا علی

برسد به گوش من از نجف، قُتِلَ الحسینُ بکربلا

نظرات