
نشسته نقشِ ما در بازیِ دنیای تو در قمارِ عشق هم نام و نشان داریم ما لااُبالیگونه یک گوشه بساطی داشتیم تو خودت سرمایه دادی که دُکّان داریم ما قصّهی عشق تو ما را ماجراجو کرده است با سرِ زلفت هزاران داستان داریم ما یاد لبهای تو که خشکید از سوزِ عطش تشنهلب هِی تشنهلب وِردِ زبان داریم ما آسیاب شد پیکرت از حرصِ گندمهای رِی شرم داریم از تو در تن، استخوان داریم ما **** ای صبح امید یا اباعبدالله ای شاه شهید یا اباعبدالله در عالَمِ دل، مدح تو میفرماید قرآن مجید یا اباعبدالله **** سرگشته را دیار غریب و وطن یکیست سرهای مست را نِی و تَشت و بدن یکیست همچون حبیب جان بده پیش از شهادتت صد بار مرگ در نظر مُمتحن یکیست