تصویر ابوذر روحی - ناگهان قفل گلوی اهل ناله باز شد

ناگهان قفل گلوی اهل ناله باز شد

[ ابوذر روحی ]
ناگهان قفل گلوی اهل ناله باز شد
آه ماه ماتم ارباب ما آغاز شد

عالم لاهوت در این غم به سینه می‌زند
نوح نوحه‌خوان شده، آدم به سینه می‌زند

عرش را لرزانده امشب ضجه‌ی جان‌کاهمان
باز آویزان شده کهنه‌لباس شاهمان

آفتابِ صحن سوی مغربِ گودال رفت
بیرق گنبد عوض شد، مادری از حال رفت

نصب کردم سردرِ این خانه پرچم را حسین
شکر که امسال هم دیدم محرم را حسین

عطر اسفندِ تو آمد، عالَمی مدهوش شد
کوچه و پس کوچه‌های شهر مشکی‌پوش شد

نخ‌به‌نخ با تار و پودش، گریه کرده سوخته
فاطمه رخت عزاداریِ ما را دوخته

رنگ و بوی نذریِ تو رنگ و بوی زندگی‌ست
چای سقّاخانه‌هایت چاره‌ی بیچاره‌گی‌ست

داربست خیمه‌گاه تو ستون کبریاست
آهن سرد علم‌های تو دل‌گرمی ماست 

ما کبوترهای جَلد در مسیر قبه‌ایم
زیر سقف هیئتت باشیم، زیر قبه‌ایم

خواهش دلتنگیِ ما، تنگیِ آغوش توست 
چهارگوش این حسینیه همان شش‌گوش توست 

قصه‌ی ما در حریم ماجرایت قد کشید
کودکیان ما در میان دستانت قد کشید  

غنچه‌های کوچک ما پَرپَر تو می‌شوند
طفل‌های ما علی اصغر تو می‌شوند

سکه‌ی عشق سه‌ساله رونق بازارهاست
نام شیرین رقیه شوق دختردارهاست

این‌همه پروانه را مجذوب کرده شمع تو
چشم بد تا روز محشر دور باد از جمع تو

دوستی جز با رفیق سینه‌زن مطلوب نیست 
حال عابس در فراق شوذب اصلاً خوب نیست 

بی‌زیارت مثل مرغی در میان مَحبسیم
از شب اول برای اربعین دلواپسیم

تو قتیل اشک هستی ما هلاک کربلا
کاش خون ما بریزد روی خاک کربلا 

اشک‌های ما کفاف زخم‌هایت را نداد
اشک‌های ما کم است و زخم‌های تو زیاد

وقت ذبحت شمر حس سرفرازی می‌کند
با لب خشکت سنان مست‌بازی می‌کند                         
                      * * * *
از مسلم سفیر، به شاهنشه دلیر
این اشک نامه را بپذیرید از این حقیر

هجده هزار نامه تمامش دروغ بود
بیعت شکستند چنان بیعت غدیر 

اوضاع شهر با زر و درهم عوض شده
کوفه برای ذبح گلویت شده اجیر

من که عزیز آمده بودم چنین شدم
این‌جا خدا کند که نیاید کسی اسیر 

از قول من به مادر شش ماهه‌ات بگو
تا می‌توانی اصغر خود را بغل بگیر 

دلواپسی من سر حوریه‌های توست 
شرمنده‌ام اسیر شدی در دل کویر 

این‌جا همه جناغ شکستن بر سرت 
این‌که چه کس جناغ تو را می‌کند خمیر

می‌ترسم ای حدیث کساء آخر عاقبت
تکه به تکه جمع شوید داخل حصیر

درد دلم زیاد ولی وقت من کم است 
مظلوم من، مسافر من، بگذر از سفیر
                      * * * *
ای اجل یک چند روزی دور ما را خط بکش
وعده‌ی ما روز عاشورا کنار قتلگاه

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه امام حسین (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های امام حسین (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های ابوذر روحی

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد