
من همهی سال و زندگی میکنم شب سوم نفَس میکِشم... شب سوم محتاج چادر رقیهام از دنیا دست میکِشم شب سوم نفس میکشم... روی سنگ قبرم دوست دارم بنویسن شهادت، سهی مُحرّم آغاز رفاقت، سهی مُحرّم هر جا که میری، پرچم رقیهست هوا هوای حرم رقیهست مُحرّما، مُحرّم رقیهست شام را یکتنه با گریه بههم میریزم منم رقیه، منم رقیه... نوهی فاطمه هستم جگرش را دارم منم رقیه، منم رقیه...
محمد حسین اسائیعالی