
من كه با تو همسفر بودم دیگه از امشب بی خبر بودم شب هجران من و تو شب مرگه منه نمیدونی این دل من چه شوری میزنه گریه میكنم داداش غریب كربلا شده پر عطر سیب ای حسین غریب ای حسین غریب جون زینب یك كمی آروم حنجرت كاشكی كه نشه معلوم جون زینب رو میگیره نگاه آخرت یك كمی اهسته تر رو برسه خواهرت داری میبری دل خواهر رو ببوسم داداش زیر حنجر رو ای حسین غریب ای حسین غریب حالا بعد از بی علمداری مارو تو این دشت به كی میسپاری میری و من رو میذاری بین درد و غما دست زینب رو میبنده دست نامحرما خوندم از چشات نگرونیتو نبینم یه وقت سر خونیتو