ماه عشق است و ماه عشّاق است

ماه عشق است و ماه عشّاق است

[ وحید شکری ]
ماه عشق است و ماه عُشّاق است
ماه دل‌های مست و مشتاق است

درِ مِیخانه‌ی کرَم شد باز
الدّخیل این حریمِ رزّاق است

ریزه‌خوارش فقط نه اهل زمین
جرعه‌نوشش تمامِ آفاق است

بی‌حساب است فضل این ساقی
شبِ جود و سَخا و انفاق است

بینِ دل‌های بی‌دلان امشب
با سرِ زلفِ یار میثاق است

«قَبرُهُ فی قُلوبِ مَن والاه»
حرمش قبله‌گاه عشّاق است

ماه شعبان رسید، ماهِ سه ماه
کربلا می‌رویم، بسم الله

*****

السّلام ای پناه مُلک و مکان
در یَدِ قدرتت عنان جهان

رفته قُنداقه‌ات به عرش خدا
تشنه‌ی پای‌بوسی‌ات همگان

در طوافت قیامتی شده است
می‌رسد هر فرشته با هیجان

پَرِ قُنداقه‌‌ی تو می‌‌بخشد
پَر و بالی به فُطرسِ نگران

از سر انگشت پاک مصطفوی
جرعه جرعه بنوش شیره‌ی جان

خواند جَدَّت «حسینُ مِنّی» را
«وَ أنَا مِن حسین» را تو بخوان

در نمازت شبیه فاطمه‌ای
بینِ میدان علی‌ست جلوه‌کنان

ای که آقاییِ تو بی‌حد است
باز ما را به کربلا برسان

*****

السَّلام ای نگین عرشِ بَرین
سَروِ بالابلندِ اُمّ بَنین

جذبه‌های نگاه هاشمی‌ات
ماه را می‌کِشد به سوی زمین

عبدِ صالح، مُواصیاً لِلّه
پدر فضل، روح حق و یقین

به حضورت گشوده دست، فلَک
به قدوم تو سوده عرش، جبین

وقتِ هوهوی ذوالفقارِ علی‌ست
به روی مَرکبِ حماسه نشین

زینبت «إن یَکاد» می‌خوانَد
آسمان محوِ هیبت تو، ببین

شبِ جود و کرامت و بذل است
امشب، شب اباالفضل است

*****

روزیِ شعر من امشب دو برابر شده است
چون که سرگرم نگاه دو برادر شده است

چون که بانوی کِلابیه پسر آورده
چشم وا کن، پدرِ خاک قمر آورده

هر که از قافله‌ی فُطرسیان جا مانده
نظرش خیره به گهواره‌ی سقّا مانده

زور بازوی تو بی‌حدّ و عدد خواهد شد
بعد از این اُمّ بَنین، اُمّ اسد خواهد شد

با وجود تو زمین حیدرِ دیگر دارد
کعبه جا دارد اگر باز تَرک بردارد

از درِ خانه‌ی او پا نکشیدم هرگز
چون حسینی‌تر از عبّاس ندیدم هرگز

ماه ذِی‌‌الحَجّه که عبّاس به حج عازم شد
همه بر کعبه ولی کعبه بر او مُحرم شد

در طوافش سخن از عقل فراتر می‌گفت
در حقیقت «لَکَ لبَّیک برادر» می ‌گفت 

این اباالفضل که از قبله فراتر می‌رفت
مرتضی بود که بر دوشِ پیمبر می‌رفت

علی اکبر به ثناگویی او می‌آید
چقدَر منبرِ کعبه به عمو می‌آید

خطبه خواند و همه را محوِ صدای خود کرد
در حقیقت همه را قبله‌نمای خود کرد

گفت این خانه که حق آمد و ایجادش کرد
مسجدی بود که بابای من آبادش کرد

*****

کاشفَ‌الکَرب تویی، خنده‌ی ارباب تویی
پدر خاک، علی و پدر آب، تویی 

روی چشم تو بُوَد جای حسن، جای حسین
هست مابینِ دو اَبروی تو بین‌الحرمین

پیشِ خورشید و قمر سایه‌ی تو سنگین است
و فقط محضر زینب سرِ تو پایین است

ساقیِ ما چه شرابی، چه سبویی دارد
بنویسید رقیّه چه عمویی دارد

صحبت از مَردیِ تو کار بنی‌هاشم بود
نام تو در دل میدان، رجزِ قاسم بود

زور بازوی علی ریخته در بازویت
ذوالفقاری نبُوَد تیزتر از ابرویت

تیغ چرخانده‌ای و پیشِ تو طوفان هیچ است
لشکری پیشت اگر آمده میدان، هیچ است

وسطِ جنگ زمین را به زمان دوخته‌ای
فنّ شمشیرزنی را ز که آموخته‌ای؟

ای جوان، پیرِ رَهَت کیست؟، از آن شاه بگو
«أشهَدُ أنَّ علیّاً ولیُ الله» بگو

پربازدید‌ترین نواهای شعر مدح وحید شکری امام حسین (ع)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین نواهای شعر مدح امام حسین (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین نواهای امام حسین (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین نواهای وحید شکری

نظرات