
علم، علم، علم که میکوبه زمین یه قومو میزنه اباالفضل به جبین زینب میگه بعد شنیدن رجز ام البنین بیا و حیدرو ببین دست برد به قبضه اباالفضل، میدون میلرزه از هرچی ظالم سر انداخت، این یعنی مرده الله اکبر میگه میزنه دل میدون لب علی از دیدن این صحنه شد خندون شبیه رعد و برق با شمشیر زده سرها رو حسین میگه توی دلش برادرم ای جون ابوفاضل، ابوفاضل ***** قمر، قمر، قمر، صد و سی و سه مرتبه کسی نداره به آقامون غلبه حتی بزرگترین یلهای عرب، یک سر و گردنم قدش رشیده اباالفضل، جولان که میده اباالفضل الله اکبر میگه میزنه دل میدون لب علی از دیدن این صحنه شد خندون شبیه رعد و برق با شمشیر زده سرها رو حسین میگه توی دلش برادرم ای جون