شب‌های جمعه

شب‌های جمعه

[ حسین ستوده ]
شب‌های جمعه 
آخه چه سرّی داره دل‌هامون می‌گیره
شب‌های جمعه 
مادر میاد و کربلا بارون می‌گیره 
شب‌های جمعه 
یه دختری هِی ذکر باباجون می‌گیره

شب‌های جمعه 
مادر بُنیّ می‌گه و خواهر می‌افته 
چشمای زهرا بازم به زخم گودیِ خنجر می‌افته
مادر به یاد اون پنجه‌های شمر و موی سر می‌افته

من بی‌وضو موی تو رو شونه نکردم 
حالا به دنبال سرت باید بگردم 

دیدم خودم در روز عاشورا بُنیّ 
افتاده بودی زیر دست و پا بُنیّ

جانم حسین جانم حسین جانم حسین جان...

شب‌های جمعه 
مادر به سمت گودیِ گودال میره
با درد پهلو اونجایی که پیکر شده پامال میره 
شب‌های جمعه، زینب ورودیِ حرم از حال میره

شب‌های جمعه 
انگاری بازم خیمه‌ها آتیش می‌گیره
انگاری بازم موی تموم دخترا آتیش می‌گیره 
شب‌های جمعه با آه زهرا کربلا آتیش می‌گیره
 
روضه نمی‌خواهد تنی که سر ندارد
قربان آن آقا که انگشتر ندارد
یک تکّه‌ای سالم همه پیکر ندارد
جایی برای بوسه‌ی مادر ندارد

پربازدید ترین زمینه حسین ستوده محرم و صفر امام حسین (ع)

پربازدید ترین زمینه محرم و صفر امام حسین (ع)

محبوب ترین محرم و صفر امام حسین (ع)

محبوب ترین حسین ستوده

نظرات

حمیدرضا اسلامیحمیدرضا اسلامی

عاليه عالی

یا حسینیا حسین

عالی بود

عالیه

خوبه

عالیه عالی