
دوباره تکیه میکنم من به ولایت علی که چندخط قلم زنم به نام حضرت علی فقط نه من به درگه علی پناه میبرم تکیه زده است آسمان به قدّ و قامت علی فقط نه من به سینهام سنگ ولای او زدم کشیدهاند انبیاء به دوش رایت علی مَلک تبرّکا زند بوسه به سجدهگاه او عرش منور شده از نور عبادت علی شنیدنی است آیههای مصحف از زبان او که فاطمه است مستمع وقت تلاوت علی زمان جنگ تیغ را هدیه به دشمنش کند عجب ندارد این کرم سخاست عادت علی چه حاکمی که در تمام مدت حکومتش نخورده چشم هیچکس به استراحت علی چه حاکمی که رعیتش شریک سفرهاش شود به خود ندیده این جهان مثل عدالت علی هزار غصه دارم و سِرّ مگوست در دلم اگر که گریه میکنم وقت زیارت علی یتیم بودم و علی دست کشید بر سرم تمام عمر بوده ام به زیر منت علی فقیر بودم و علی خرج مرا قبول کرد تمام عمر خوردهام نان محبت علی کویر بودم و به یُمن ربنای فاطمه شکفت بین سینهام گل ولایت علی به استجابت علی روز شفاعت علی بهشت میبَرَد خدا مرا به برکت علی هزار وعده داده ام به خود برای دیدنش که روز مرگ میرسم من به زیارت علی