نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

حالا که پشتِ این در، زانو زدم شبانه مَعطل نکن گدا را، راهم بِده به خانه مثل سگان ولگرد هر سو نمیروم من سر را زدم به خاکت، خاکِ تو ای یگانه هرچه گناه کردم اصلاً به رو نیاور نااهل هستم اما بگذر تو مادرانه بین هزارها خوب، یک بد ضرر ندارد فکری به حالِ من کن من ماندم این میانه شوق عبادتم را ذوقِ گناه پُر کرد بارِ گناه دارم جای عبا به شانه من قبل ذکرِ یا ربّ، ذکر علی گرفتم توحید در سه حرف است یک اسمِ بیکرانه حاجی به نیّت حج، اِحرام در نجف کن قبله بهسوی مولاست این کعبه هم نشانه مستِ نجف شدم من، مستِ همان حرم که در گوشهی حیاطش جبریل کرده لانه نادعلی بخوانید دست خداست مولا یا مرتضی مدد کن در بازی زمانه لیوان آبِ افطار، روضهست روضهی ماست گفتم حسینِ عطشان، اشکم شده روانه در وادی محبت خدا خودش میدونه محبت تو مولا زد از دلم جوونه وقت اذانِ مغرب گودال بوی خون داشت کشتند تشنهای را اوباش وحشیانه پیراهن و عمّامه، انگشتر و زره را دزدانِ مستِ کوفه بردند دانه دانه
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد