ای جلوهی حقیقی ذات خدا، علی مدح تو گفته در همهجا کبریا؛ علی تو با رسول، هردو ز یک نور واحدید یا مرتضی محمّد؛ یا مصطفی علی خیلی کریم بود ولی خود نشسته بود بر سفرهی کرامت تو مجتبی؛ علی یک گوشهای ز حلم تو شد صبر مجتبی یکچشمه از دلاوریات کربلا؛ علی دیوار خانه تا که به قاب تو تکیه داد شد خانهی گدای تو، دولتسرا؛ علی طوری دقیق ضربهزدی، بیاراده گفت مرحب به زیر ضربهی تو، مرحبا علی خیبرگشاست دست تو امّا نبوده است دستی به قدر دست تو مشکلگشا؛ علی ای خندههای کهنهلباسان به چشم تو بالاتر از مجالست اغنیا؛ علی ای همنشین گریهی پیرزن علیل ای غصّهدار دخترک بینوا! علی والله که حکومت بر اهل این جهان یکجو نداشت در نظر تو بها؛ علی جز اینکه خندهای بنشانی روی لبی جز اینکه عدل و داد نمایی به پا؛ علی آه ای غریب شهر! چه خونین جگر شدی از دست طلحههای تجمّلگرا؛ علی آه ای غریب! نالهی بییاوری بزن در بین این جماعت پر مدّعا؛ علی دردا که تیغ تو به صف رزم، چاره بود امّا نکرد چارهی تزویر را علی ما با کسی به غیر تو اُلفت نداشتیم بر دامن تو بوده فقط دست ما، علی روزی که سنگهای لحد چیده میشود بر سنگ قبر ما بنویسید، یاعلی