جام شهادت رابه کام ما بنوشان

جام شهادت رابه کام ما بنوشان

[ روح الله رحیمیان ]
جام شهادت را، به کام ما بنوشان
این عمرها را هم خدایی کن، حسین جان

یاران همه بار سفر بستند و رفتند
جاماندگان را هم، نگاهی کن حسین جان

رقص جنون در آتش خون، حاجت ماست
در راه خود، ما را فدایی کن حسین جان

ما خاک این درگاه را خوردیم، یک‌عمر
با ما فقیران، آشنایی کن حسین جان

همه مادر دارند، من ندارم
سایه‌ی سر دارند، من ندارم

همه میگن زهرا، سیلی‌خورده
همه باور دارند، من ندارم
مگه کسی دلش میاد، دست روی مادرم بلند کنه؟

ای با غریبه‌های جهان آشنا حسین
ای عهده‌دار مردم بی‌دست پا، حسین

این لشگر عشق است، ما سرباز عشقیم
بر لشگر عشقت دعایی کن، حسین جان

یا لَیتَنا کُنا مَعَک، ورد لب ماست
در حنجر ما هم نوایی کن، حسین جان

ای ساکن دیر و تنور و تشت و نیزه
در جان ما هم روشنایی کن حسین جان

مادرتم، ته گودالی و بالاسرتم
مادرتم، نگرون رگ‌های حنجرتم
مادر رو صدا می‌زدی
پنجه بر رملای کربلا می‌زدی

یادم نمیره تو کوچه‌ها
قنفذ از راه از آن لحظه که آمد می‌زد

گریه کنید، مادر ما بی‌گناه بود
گریه کنید مادر ما، پا به ماه بود

تازه می‌کرد نفس را و، مجدد می‌زد
وای از دست مغیره، چقدر بد می‌زد
جای هر کس که در آن کوچه نیامد، می‌زد

به تو گفته بودم برو بسه
تو زورت به قنفذ، نمی‌رسه
یه جوری تو رو زد که نفسِ، علی بگیره

چه کابوس تلخی دیده حسن
همش می‌گه ای وای، بسه نزن
همش می‌گه ای وای مادر من میمیره

از عمد مادر و پیش پسر زدند
از عمد با لگد، محکم به در زدند

هیشکی نبود بگه، این گل که پرپره
این زن که می‌زنیش، ناموس حیدره

این شبا حال و هوای خونمون خیلی عجیبه
التماست می‌کنم بیشتر بمون، علی غریبِ

من که از فضه شنیدم، بهتری الحمدلله
در زدم دیدم خودت پشت دری، الحمدلله

حلالم کن
این‌همه درد و طاقت آوردی
به خاطر علی، زمین خوردی
می‌بینمت، به هم می‌ریزم

اگه زهرا، اجِل وفاتی و نمی‌خونی
اگه دو هفته دیگه می‌موندی

نوزده سالت می‌شد عزیزم
منه تنها، منه مظلوم
ازت می‌خوام نرو خانوم

مردمی که عمری چشم دیدن ما رو ندارن
واسه خونشون میان از این‌جا، هیزم برمی‌دارن

می‌دونستی بی‌حیایی که تو رو از من گرفته
نامه داده، کشتن خانمم و گردن گرفته

توی نامه‌اش، نوشته بین کوچه غوغا شد
محکم زدم اینقد که در وا شد
امیر، زهرا پشت در بود

توی نامه‌اش، نوشته زهرا رو تا شناختم
لگد زدم بچه‌اش و انداختم

زهرا پشت دره، بار شیشه داره و آتیش شعله‌وره
هی داد می‌زد، علی سوختم

روزگار رو به راهی داشتم، چشمم زدند
خانوم تو را زدند، غرور علی شکست
آری شکستنی است، غرور دلاوران

قنفض مرا که دید، به دم کوفه زد
سلام مرا خدمت پدر برسان

این غم کجا برم، که تو را مردها زدند
جلوی چشمام زدنش
مردای بدنام زدنش
کی می‌دونه درد منو
جلو رفیقام زدنش

بُنَی بمیرم زدن روی نیزه سرت رو
بُنَی بریدن جای بوسه‌ی خواهرت رو

یا زهرا...

پربازدید ترین شعر روضه محرم و صفر امام حسین (ع)

محبوب ترین محرم و صفر امام حسین (ع)

نظرات