نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تو رفتی، گِلهای ندارم خَزونم، بَرا تو میبارم برای سرِ تو برادرم یه دنیا دلشوره دارم شد آرزوی خواهرت تنها با قلبِ بیقرار کاشکی سرِتو رُو زمین آروم بذاره نِیزهدار تُو بازار، خجالت از سرِت کشیدم تُو بازار، به آخریننفَس رسیدم تُو بازار، به جونِ مادرم بُریدم ***** میبینی، نمیبینه چشمام نَمونده، رَمَقی به پاهام خدایا، چه سَر و صداییه؟ دَمِ این دروازهی شام میخَنده حرمَله حسین چشماتو وا کن و ببین اطرافِ نیزهی علی پا میکوبه روی زمین تُو بازار، حَراجه روسری و مَعجر تُو بازار، رُو نِیزهها علیِ اصغر تُو بازار، رسیده کارِ ما به آخر تُو بازار، خجالت از سرِت کشیدم تُو بازار، به آخریننفَس رسیدم تُو بازار، به جونِ مادرم بُریدم ***** رسیده نَفَسای آخر میافتم یادِ تو برادر تُو گودال، سرِ تو رو میبُرید بمیرم برای مادر میزد صدا تو رو حسین وای از کبودیِ تَنِت دریای خون شده چرا حتّی نَمونده پیرهنِت؟ بُنَیَّ، تو رو به خاک و خون کِشیدن بُنَیَّ، سَر از تَنِت چرا بُریدن؟ بُنَیَّ، پاشو که تا حرَم رسیدن تُو بازار، خجالت از سرِت کشیدم تُو بازار، به آخریننفَس رسیدم تُو بازار، به جونِ مادرم بُریدم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد