
به نون والقلم و ما یسطرون به آیه آیههای سورهی جنون به عزت و شکوه بیرق عزا به بغض مونده تو صدای روضه خون روضت نعمته بیا خوشی رو از دلم نگیر دستم خالیه دو قطره اشکمو ازم نگیر کاش میشد کبوتر مقیم کربلا بشم میمیرم اگه یه لحظه از شما جدا بشم به اشتیاق قاسم ابن الحسن به غربت شهید دور از وطن به قطرههای خون کودک رباب به اشک جاری چشای سینه زن نوکر بودنم به برکت دعای فاطمه است آب روی من از آبروی ماه علقمه است مدیونم به دستایی که شد تو علقمه قلم مدیونم به ساقی حرم به صاحب علم به یاد زینبیم و جون بر لبیم به پای ارزشای این مکتبیم دوای درد ما فقط شهادته که ما همه فداییای زینبیم ما جا موندهی سپاه جان نثار زینبیم ما جا موندهی دلای بی قرار زینبیم دل تنگم اونی که کار هر شبش غمه من دل تنگم واسه رفیقایی که جا گذاشتنم به اشتیاق قاسم ابن الحسن به غربت شهید دور از وطن به قطرههای خون کودک رباب به اشک جاری چشای سینه زن نوکر بودنم به برکت دعای فاطمه است آب روی من از آبروی ماه علقمه است مدیونم به دستایی که شد تو علقمه قلم مدیونم به ساقی حرم به صاحب علم