
به نام احساس، باب حاجات اباالفضل با گوشه چشمش مُرده احیا کند او ذکر توسل در مکافات اباالفضل کرم جلوه کند از صفا و احسانش شود وا گره کور ما به دستانش دخیل به شال و علم، ارمنی و گبریها شود انس و ملک، جن و حور مسلمانش ماه تابنده، پادشاه بخشنده تمام کوی و مکان محضرش، حق همش دستگیره، عشق او اکسیره چقدر زیباست نبض قمر العشیره یا اباالفضل، یا اباالفضل