
به غمت دلم الهی قاتلت بلا بگیره میخواد اندازهی وزنِ سرِ تو طلا بگیره سرتو زدن به نیزه یه نفر نبود مراقب کاشکی زودتر برسونن سرتو به دِیر راهب میرسه خیر راهب کاشکی نری کاخ یزید بمونی دِیر راهب با اینکه دوره راهت جای شراب سرت رو با گلاب میشوره راهب خونی رفتی بی زینب مهمونی رفتی خاکی رفتی روی نیزه با کی رفتی؟ مظلوم من مظلوم من... **** سرمو زدم به محمل، سرِ بردن سر تو مگه یادم میره روی نیزه خوردنِ سر تو گرههای بین موهات گره زد به کار زینب حالا دیگه اختیار سرتم نداره زینب سرِ تو رو برد خولی دزدیده بود سرت رو گریمو درآورد خولی رفتی تنور خولی رسیده به سرِ بریدهی تو زور خولی با سر رفتی با سر تو خاکستر رفتی تنها رفتی تو آتیش و تنور رفتی