
(بارون ستاره از عرش که داره بیوقفه و یکریز پای قدمای قمر عشق، میباره) ۲ دستای توسّل با گریه بیاره هرکسکه گرفتاره ولی چاره نداره زمستونه یا که بهاره شب توجّه نگاره برا دلی که بیقرار مونده نگاهش پیش چاره شب تبسّم مولا و شب عنایتی یاسه حسین فاطمه، خوشحاله شب تولّد عبّاسه (بادبادک خورشید با موی فرشته بستهشده امشب به گهوارهی کودک بانوی فرشته) ۲ (گهواره، زانوی فرشته؛ بالشه، بازوی فرشته)۲ با دیدن روی حسین، دیدنیه روی فرشته شب ترنّم بارونه شب ترقّص مهتابه شب خُم و می و پیمونه شب تولّد اربابه