این دم آخر منو این گریه و این کهنه پیراهن

این دم آخر منو این گریه و این کهنه پیراهن

[ حسین ستوده ]
این دَمِ آخر منو این گریه و این کهنه پیراهن
من کفن دارم بمیرم واست ای مظلومِ بی‌کفن 
آخ چقدر حسرت کشیدم واسه اون دیدارِ آخرت 
از جلو چشمم نمیره خنده‌های شمرِ بد دهن

جلو چشمامه الان هر چی که دیدم
من اون خنجر رو بخشیدم ولی شمر رو نبخشیدم 
دیدم بالاسرت هی ناسزا میگه 
یه کاری کرده بود با صورتت نشناسمت دیگه

با جبرئیل دنبال تو
گشتیم چقدر گودالتو
پیدا شدی کم کم ولی
من دیدمت درهم ولی

مظلوم من مظلوم من... 

****
از دَمِ خیمه رسیدم پیش جسمت با چه زحمتی 
جای سالم رو تنت پیدا نمی‌کردم به راحتی 
ای حیایِ هر دو عالم رفتی زیر دست بی‌حیا 
اومدم دیدم تنت افتاده گیر شمر لعنتی

مثل زلفت دل من هم پریشون شد 
نمی‌بُرید یه جا خنجر شاید خنجر پشیمون شد 
برت گردوند و دید خنجر نمی‌بُره 
کسی از پشت سر با ضربه آخه سر نمی‌بَره

زد جبرئیل رو صورتش 
پس کو حسین کو صورتش 
تو قتلگاه مردم منم 
چند تا لگد خوردم منم

مظلوم من مظلوم من...

پربازدید‌ترین‌های زمینه حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حسین ستوده

نظرات