نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

باز هم می شود حسینیه وسعت قلب درد پرورتان سامرایی شدیم و می گوییم تسلیت، تسلیت امام زمان تسلیت ای به دردها مأنوس تسلیت ای بَقیَّةُ الزَّهرا بیت الاحزان سینهات اینبار پُر شده از مصیبت بابا این حسنها چقدر مظلومند این غریبی ز قبرشان حاکیست این حسنها عجیب مادریاند از همین رو قبورشان خاکیست دشمنان خبیث این دو حسن قلب شان را به زهر آغشتند آتش افکندهاند در دلشان هر دو را آه، خون جگر کشتند یابنالزهرا ببین ز سوزش زهر پدرت مثل بید میلرزد دم آخر درون کاسهی آب جان مولا! چه دید میلرزد دید دور از حضور یک سقّا در حرم حرف قحطی آب است دید در قتلگاه، بین دو نهر لب جدش حسین بیتاب است پدرت، لحظههای آخر عمر آب از دست پاکتان نوشید دم آخر پسر نداشت حسین تشنگی از گلوش میجوشید قاتلش با لگد به پهلویش صورتش را به خاکها چسباند روی جسمش نشست آن ناپاک خنجرش را به گردنش که نشاند ... ... با یکی نه، دوازده ضربه نالهی مادری به گوش رسید خواهری از فراز تل نالان سمت گودی قتلگاه دوید شاعر :امیر عظیمی
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد