نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تا فاطمه روضه می خونه ، خیلی دلارو می سوزونه ... امشب رو دستای کبودش ، یه پیرهنه که غرق خونه ... دل می سوزونه ... پیرهنی که روضه ی بازه ... پیکری که با نعل تازه ، ده تا سوار براش گرفتن تشییع جنازه ... کاشکی که برای پیکرش بمیریم ... با روضه های مادرش بمیریم ... همین محرم آخرش بمیریم ... حسین من ، حسین من ، حسین جان ... ***** مادری گفت بنی همه جا ریخت بهم ... فدات تموم خونوادم ... شرمندتم که نامه دادم ... تو دلاشونه بغض و کینه ... اگه میشه برگرد مدینه ... ترسم اینه که زینب این جا سرت رو نیزه ببینه ... برگرد مدینه ... واسه سر تو اشتیاقه ... تنور خولی داغ داغه ... رقیه می ترسم بیفته از روی ناقه ... خسته بودم به روی ناقه کمی خوابم برد ... زجر از راه رسید ... به دست بچه ها طناب بیفته ... راشون به مجلس ... از نیزه بچه ی رباب بیفته ... حسین من ، حسین من ، حسین جان ...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد