نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

گفتم که تو برداری تابوت مرا بر دوش بر کشتهی تو افتاد آخر نظر زینب تا سایهی تو بودی من پردهنشین بودم بعد از تو به غارت رفت معجر ز سر زینب ستم ندیده کسی در جهان مقابل زینب نسوخت هیچ دلی در جهان چونان دل زینب نگشت شاد دلش از غم زمانه زمانی به آب غم بسرشتم گوییا گل زینب هفتاد و دو شهید به صحرای زینب است پایین نامهی همه امضای زینب است میمیرم و دم تو مرا زنده میکند قاری من صدات مسیحای زینب است من سربلند میشوم از سرفرازیات بالای نیزهها سرت آوای زینب است جای مرا گرفتهای و پس نمیدهی جای تو نیست بر سر نی جای زینب است امروز که مشاهده کردی مرا زدند عین همین مشاهده فردای زینب است
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد