نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ببین کبوترت امشب بی پر و باله هنوز خجالتم میده داغ سه ساله اگه که نَمیرم امشب بی تو محاله همین که هنوزم زندهام جای سواله تو رفتی و بیخبری از حال من هنوز داره خون میچکه از بال من دیگه من از این بیکسی خسته شدم کی میای دنبال من مُردم این یه سال و نیم با یاد خشکی لبات مُردم این یه سال و نیم با یاد اشک بچههات مُردم این یه سال و نیم با یاد آخرین نگات نرفته هنوز از یادم افتادن تو هنوز جلوی چشمامه جون دادن تو دیدم چه جوری غارت شد پیرهن تو دیدم یه جای سالم نیست رو بدن تو رسیدم و پیش چشای مادرت نیزه بیرون میکِشیدم از پیکرت از پیرهنت پرسیدم و گفتی به من خواهرم کو مَعجَرت مُردم این یه سال و نیم با یاد این نشونهها مُردم این یه سال و نیم با یاد تازیونهها مُردم این یه سال و نیم با یاد زخم گونهها مُردم این یه سال و نیم با یاد خشکی لبات مُردم این یه سال و نیم با یاد اشک بچههات مُردم این یه سال و نیم با یاد آخرین نگات خدا شاهده هیچ جایی کم نیاوردم با هر نفسم و هر آهم بغضمو خوردم کوچه به کوچه رو شونه داغتو بردم ولی خرابه از شرم روی تو مُردم دلم میگه داری میای ای بیکفن بگو بهم راضی شدی از دست من دلم خوشه مثل تو دارم جون میدم تشنه و دور از وطن مُردم این یه سال و نیم به یاد این نشونهها مُردم این یه سال و نیم به یاد تازیونهها مُردم این یه سال و نیم به یاد گربهی رباب مُردم این یه سال و نیم به یاد خشکی لبات مُردم این یه سال و نیم به یاد اشک بچههات مُردم این یه سال و نیم به یاد آخرین نگات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد