نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

گفتم که بی حسین مگر میشود دمی؟ گفتا که بی حسین تو را نشکند غمی امشب تو مطلع غزل زینبت شدی مضمون من که سرخترین شعر عالمی مطلع اگر تویی چه شروع مبارکی شاعر که زینب است چه شعر مسلّمی زینب شروع مرثیهاش را چه گریهای زینب ادامهی غزلش را چه ماتمی یعنی که زخمهای تن پارهپارهات جز اشک خواهر تو ندارند مرهمی (من آمدم به پا و تو هم آمدی به سر)2 ای سر چقدر بر سر قولت مصمّمی میرفت دیدهی نگرانت به سمت من وقتی نداشت خواهر تو هیچ مَحرمی از سورهی سر تو در آن دِیر بینشان راهب شنیده بود چه آیات محکمی (این فاطمهست روی سرت دست میکشد)2 تا واکند ز خم گیسویت خمی (در خواب هم اگر شده با او سخن بگو)2 بگذار تا رقیّه ببیند تو را کمی دارند میبرند مرا مجلس یزید (ای ماه من برای همین است درهمی؟)2 (ساقی علیست، روز جزا میدهد شراب)2 (روحی لک الفدا تو شراب دمادمی)2 کائنات افتادۀ دام علی است خضر هم لبتشنۀ جام علی است نام مولا زینتش است اگر نام زینب زینت نام علی است
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد