تصویر امین قدیم - گر بیفتد ره مجنون به شبستان نجف

گر بیفتد ره مجنون به شبستان نجف

[ امین قدیم ]
گر بیفتد ره مجنون به شبستان نجف
می‌زند هوی کشان سر به بیابان نجف

عزت آن است شبی خاک کف پای پدر
کربلا رفته در این حال به قربان نجف

کعبه هم زاده‌ی شهری‌ست که نامش مکه‌ست
قبله‌ام مضجع شهری‌ست بعنوان نجف

دستمان شکر خدا پیش کسی نیست دراز 
رزقمان می‌رسد از گوشه‌ی ایوان نجف

*****

دلخوش به حب حیدرم این دلخوشی کم نیست
جایی که حیدر است جای خوردن غم نیست

باید به شوق وعده‌ی دیدار جان را داد
در مرگ ما عیشی‌ست که در عالم نیست

مِهر علی را با خودم به خاک خواهم برد
سرمایه‌ای دارم که از دینار و درهم نیست

شاهان دنیا پشت هم رفتند زیر خاک
رفتند زیر خاک دنیا جای ما هم نیست

آن‌دم که می‌میرم می‌بینم حیدر را
این وعده‌ی حق است واضح گفته مبهم نیست

من خاک پای حیدرم با خاک مأنوسم
جز بوتراب آخر کسی با خاک همدم نیست

(حق علی علی)۳ مع الحق علی...

مولانا علی...

علی یعنی بهشتی با بهار و باغ و بارانش
علی یعنی زمین با عطر گل‌های فراوانش

علی یعنی تبسم‌های شرقی هزارانش 
علی یعنی جهان در گوشه‌ای در خاک ایوانش

علی یعنی علی یعنی به قربانش به قربانش

علیٌ حبُهُ جَنَّه قَسیمُ النّار یعنی او
امام الاِنس وَ الجَنَّه هزاران بار یعنی او

وصی المصطفی تکرار در تکرار یعنی او
فقط شیر خدا کرار در کرار یعنی او

چه گویم شرح آنکه تا قیامت نیست پایانش
علی یعنی علی یعنی به قربانش به قربانش
(حق علی علی)۳ مع الحق علی...

ببینید این مطهر در مطهر در مطهر را
تمام دلخوشیِ خانه‌ی موسی ابن جعفر را

علی یعنی تپش یعنی نفس زهرای اطهر را
علی یعنی رضا یعنی جگر حتی پیمبر را

علی یعنی مدینه مکه قربان خراسانش
(حق علی علی)۳ مع الحق علی...

پشیمان می‌شود هرکس ننوشد جام سلطانی
چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی

بگردان جام چشمت را که عالم را بگردانی
سلیمانی شود مردی که پیشت کرد دربانی

فدای جذبه‌ی چشمی که سلطان شد سلیمانش
خداوندا سلامش کن یکی نان است و سلطانش
علی یعنی علی یعنی به قربانش به قربانش

هنوز عطر تو از شب‌های نیشابور می‌آید
هنوز از این ضریح نقره باره خوشه‌ی انگور می‌آید 

هنوز از کفش‌های زائرانت نور می‌آید
هنوز آن روستایی از مسیر دور می‌آید 

دوباره پابرهنه ساده آمد پیش جانانش
علی یعنی علی یعنی به قربانش به قربانش

همیشه دیده‌ام اینجا مریضی که شفایش دید
 زنی بر روی سجاده برات کربلایش دید

کنار بچه‌ای معلول مردی گریه‌هایش دید
هنوز اشکش به چشمش که پسر راروی پایش‌ دید

من و دار الشفایی که نگفته نه به مهمانش
نگاهی نه به من بر مادرم بر دست لرزانش

پربازدید‌ترین‌های شور میلاد امین قدیم امیرالمؤمنین (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

پربازدید‌ترین‌های شور میلاد امیرالمؤمنین (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امیرالمؤمنین (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب ترین‌های امین قدیم

نواها‌یی با همین ‌شعر

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد