نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ما فراموش کرده ایم آقا کار دنیا بدون تو لنگ است بیحضور تو تا صف محشر جلوی پای این جهان سنگ است ما فراموش کردهایم آقا با تو دنیا بهار میگردد با تو بر روی موج خوشبختی، همه دنیا سوار میگردد ما فراموش کردهایم آقا دردها از تو نسخه میگیرد بیتو ای صاحب زمانهی ما، روح و جان زمانه میمیرد ما فراموش کردهایم اما، تو فراموشمان نخواهی کرد میکِشد انتظارت این عالم، ای سفر کرده از سفر برگرد شعر بیروضه، شعر بی نمک است یا اباصالح ای بهار حسین میرسد آن زمان که میخوانی روضهای بر سر مزار حسین بیگمان در کنار شش گوشه از تن و آفتاب میخوانی با دو چشم ترت برای همه، روضههای رباب میخوانی پردهی خیمه را کناری زد دید قرص قمر به دست حسین ناگهان دید دست و پا میزد روی دست حسین، هست حسین کاش دیگر نبیند این مادر روی غرق به خونِ اصغر را یا نبیند به روی سر نیزه غنچهی ناشکفته، پر پر را
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد