ماه رجب رسیده که از خود رها شویم

ماه رجب رسیده که از خود رها شویم

[ مجتبی رمضانی ]
ماه رجب رسیده که از خود رها شویم 
باید برای ماه خدا، باخدا شویم 

ماه رجب طلیعه‌ی عشق است و عاشقی
وقت اجابت است و چه نیکو دقایقی

باید شبیه ماه سحرها وضو گرفت
با گریه بر حسین شهید آبرو گرفت

در کوچه‌ها شهر توکّل بیاوریم 
در خانه‌ها دعای توسل بیاوریم

در بین خانواده محبت به پا کنیم
در خانه‌ها نماز جماعت به پا کنیم

وقتش شده‌است فاصله را منزوی کنیم
همت کنیم جامعه را مهدوی کنیم

بای از این به بعد خدا را صدا کنیم
امیدوارتر شهدا را صدا کنیم

باور کنیم نوبت پرواز می‌شود 
درهای بسته با شهدا باز می‌شود 

آی مردم انتقام علمدار مانده است
بر شانه‌ها وصیت سردار مانده است

او در وصیتش همگان را خطاب کرد
بیش از گذشته روی من و تو حساب کرد

سردار گفت مرز قیام و قعود کیست 
دقت کنید خیمه ما را عمود کیست 

سردار گفت مرکز اسلام خاک ماست 
بی‌قیل‌وقال حرف ولایت ملاک ماست

سردار گفت قولِ ولی قولِ حیدر است 
حفظ نظام، حفظ حرم‌های دیگر است

سردار گفت اصلِ دفاع از حرم کجاست
از برج دیده‌بانی خود دید علَم کجاست 

او گفت این چنان به شهیدان شبیه باش
هر طور شد مطیعِ ولیِ فقیه باش

ای دل بیا زِ چشمه‌ی رحمت وضو بگیر 
با گریه بر حسین شهید آبرو بگیر

امشب خدا کند مَلَکی بین همهمه 
پرونده مرا برساند به فاطمه

تا آن گدانواز گدا پروری کند 
تنها نه من، برای همه مادری کند 

شاید به التماس دلم اعتنا کند 
مادر حرم که رفت مرا هم دعا کند 

شب تا به صبح فاطمه فریاد می‌زند
با دیدن گلوی حسین داد می‌زند

ای کشته‌ی فتاده به هامون حسین من
ای صیدِ دست‌وپا زده در خون حسین من

مزارش چشمه‌ساری که دل از اندوه می‌شوید
تماشا بودم و دیدم زنی اینگونه می‌گوید 

ننه نخل بلندم، قاسمم، دل وَر تو خون باشه
بگن خورشید با سنگ مزارش مهربون باشه 

تمومِ هفته با یاد تو هق‌هق می‌کنم مادر
شبا جمعه اگه اینجا نیام دِق می‌کنم مادر

میام که هر شب جمعه بشم مهمونتون مادر
هزار الله‌اکبر ای نمک وَر جونتون مادر

بشم دردا بلاتو که میدونم زنده‌ای قاسم
می‌ترسن از مِزار تو، هنو رزمنده‌ای قاسم

ننه دیدی که نامردا به گلزار آتش انداختن
همونا که تو میدونا جلو رزمنده‌ها باختن

ننه یادم نمیره که زن و بچه به خاک و خون
چطور رو دستا از گلزار گُلِ پَرپَر اومد بیرون

از اون روز خاک گلزارم همیشه بوی نَم داره
ننه کرمون دلِ ریشی شبیه شهر بَم داره 

 دیگه داره تنگ غروب می‌شه دلم بدجور هواییه
ننه اینجو غروباش که خودش یه کربلاییه

(شهادت همه‌ی آرزومه)۲
(ولایت همه‌ی آبرومه)۲

نظرات