
کریم نگاش اگه بهت افتاد زود بیفت به پاش اگه شال سبز سیّدی رو داشت سر سفرهاش بشینو بریز بپاش آقای کریمه! این سفره که میبینی مال خیلی قدیمه اصلا امام حسن عشق روزای بچگیمه آقای کریمه! رحمن و رحیمه این آقا پناه بیکسی و دربهدریمه اگه قدرشو من نمیدونم خب از بدیمه آقای کریمه، آقای کریمه حسن، آقای دست و دلباز من... رفیق من! دست رد به آدمِ ندار نزن روی حرفم باهمهاس چه مرد چه زن دلگنده باش مثل امام حسن آدمِ گرفتار اگه باری رو دوشش بود برو بارشو بردار به هیچکسی هم نگو حرمتشو نگهدار فقط بارشو بردار خنده رو لباش بود همیشه فکر همسایه و دوروبریاش بود هوای یتیمارم داشت آخه مثل باباش بود خنده رو لباش بود، خنده رو لباش بود حسن، آقای دست و دلباز من...