وقتی می‌باره توی صحرا اشک و ستاره

وقتی می‌باره توی صحرا اشک و ستاره

[ وحید شکری ]
وقتی می‌باره توی صحرا اشک و ستاره
می‌بینم اینجا یه دریا از بوته‌ی خاره

کاشکی رقیه‌م پاشو هیچ وقت 
تو شب تاریک اینجا نزاره

فردا که سمت حرم پای آتیش وا شه 
وقت علی کل بالفرار از خواب پاشه
این نیزه زار خشن فرش زیر پاشه
 
دلواپسم که تنها شه
آواره‌ی این صحرا شه 
بالا سرش زجرم باشه

مثل من امشب ابالفضل هم دل نگرونه
آخه یه عالم زن و بچه همراهمونه
من میرم و زینبم باید با این همه غم تنها بمونه 

بدون محرم میشه فردا این قافله
چهل منزل میره با پای پر آبله
زینب میشه همسفر با شمر و حرمله

جاری شده اشکم ای وای 
می‌میرم از این غم ای وای 
زینب و نامحرم ای وای

تا که او بیشتر نفس می‌زد
بیشتر می‌زدند زینب را

یک نفر در میان گودال و
صد نفر می‌زدند زینب را

پربازدید ترین واحد وحید شکری محرم و صفر امام حسین (ع)

پربازدید ترین واحد محرم و صفر امام حسین (ع)

محبوب ترین محرم و صفر امام حسین (ع)

محبوب ترین وحید شکری

نظرات