
باز دوباره مُحرم، ماه غم یاره دلم رو کتیبه، سوی تو میاره دمش گرم اونی که هر سال پای کاره روزبهروز زیاد میشن سینهزنات زیر خیمهی عزات، یا قتیل العبرات، الحمدلله روزبهروز پُر میشه کشتیِ نجات یا ولیّ الحسنات، جان عالم به فدات، الحمدلله ابد والله ما نِنسی حسینا... **** باز پیچیده چه بوی اسفند مُحرم تا خورده بالای هر خونه یه پرچم یه شهری رو داده، رنگ و بوی ماتم ماهبهماه اضافه میشن عاشقات توی بزم روضهها، چه زیاده خیمههات، الحمدلله پای کارتن تمومه نوکرات میمیرن همه برات، تو رو میزنن صدات، الحمدلله ابد والله ما نِنسی حسینا... **** باز مُحرم شلوغه هر کوچهی هییت خودش دونهدونه کرده ما رو دعوت ایشالا بهزودی، دست جمع زیارت سالبهسال میاد رو جمع زائرات دونهدونه موکبات، چاییریز و خادمات، الحمدلله باز پیاده از نجف تا کربلا یا مجیب الدعوات، قراره بیاد گدات، الحمدلله ابد والله ما نِنسی حسینا...
کربلایی ابوالفضل یوسفیمن عاشق این شعرم دمت گرم آقا وحید عشقمنی