نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(هنگام چیرگیِ سحر بر دل شب است)۲ مِیخانهها لبالب و باده لبالب است در خانهی علی نَبُود جای غصهای (سقا کفیل عمهی سادات، زینب است) ۲ (بگو سرمست ای والله) ۲ (پدر خاک شده پدر ما) ۲ بخونید یا ایها الناس هلهله با شور و احساس تهنیت به عاشقا که آفریده شده عباس سیمرغ در غبار خودش ایستاده است خورشید در مدار خودش ایستاده است هرکس که دید گفت یقیناً که مرتضاست با تیغ ذوالفقار خودش ایستاده است (تویی خورشید تویی مهتاب) ۲ (کاشفُ الکَربِ حضرت ارباب) ۲ شدم از هلهله سرشار به تمنای تو ای یار مژدهای اهل حرم که اومده میر و علمدار ابوفاضل یا اباالفضل... روز کرامت و شب مشتاقی است و بس یک آرزو برای دلم باقی است و بس دنیای هرکسی به خودش ربط دارد و دنیای من فقط حرمِ ساقی است و بس (همهی دینم اباالفضل) یل اُمُّ البنینه اباالفضل همه سرمستِ اباالفضل عبد پابستِ اباالفضل خوش به حالش که علی زد بوسه در دست اباالفضل
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد