نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

میمَنه مست حسن، میسَره مست حسن فقط نه پرچم و نیزه، معرکه دست حسن بنازم این علم و، قدرت لم یزلی حکومت علَوی و، وزیر جنگ علی میرود میدان، حیدری دیگر محشری دیگر، صفدری دیگر همچون مُصحفها، پاره شد سر ها سرنگون گشته، حیدری دیگر سیدنا الحسن، شیر جمل حسن مانده به دامنشان، لکهی ننگ جمل عدو نرفته ز یادش، صحنهی جنگ جمل علی کنار حسن، حسن کنار علی زلف حسن گره خورده، به ذولفقار علی میرود میدان، حیدری دیگر روح همان روح و پیکری دیگر فتنه خنثی شد، کمرش تا شد و نماند از وی، اثری دیگر
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد