میمنه مست حسن
جواد مقدمپسندیدن18
بازدید1.9K
میمنه مست حسن میسره مست حسن فقط نَه پرچم و نیزه معرکه دست حسن بنازم این علمو قدرت لَم یزلی حکومت علوی و وزیر جنگ علی میرود میدان حیدری دیگر محشری دیگری صفدری دیگر همچو مصحفها پاره شد صفها سرنگون گشته خیبری دیگر سیّدَنَا الحسن، شیرِ جَمَل حسن ... مانده به دامنشان لکهی ننگ جمل عَدو نرفته زِ یادش صحنهی جنگ جمل علی کنار حسن حسن کنار علی زلف حسن گره خورده به ذُوالفَقار علی میرود میدان حیدری دیگر روح همان روح و پیکری دیگر فتنه خنثی شد کمرش تا شد و نماند از وی اثری دیگر سیّدَنَا الحسن، شیر جَمَل حسن ... بنازم این جَنَمو شکوه و عزم حسن خیره شده ابوفاضل به طرز رزم حسن حک شده نام حسین روی عقیق حسن به یادم آمده قاسم وارث تیغ حسن میرود میدان، کربلا قاسم قاصم الجبّارین و یاقاسم نوجوان اما از جوانمردان ای جوانیِّ مجتبی قاسم سیدنا الحسن، شیر جمل حسن ...