نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

میخوام نگات کنم اگه بذاره سیل اشکام میخوام ببوسمت اگه نسوزه زخم لبهام میخوام بگم برات چرا کبوده زیر چشمام شب بود و سوز سرما تو صحرا افتادم از رو ناقه رو خاکا چشمامو وا کردم دیدم زجرو لکنت گرفتم و گفتم بابا اینقد موهامو نکش چی میخوای تو از جون من با دست سنگینت نزن سیلی توی صورت من ***** میدونی بعد رفتنت چی به سرم آوردن میدونی دست حرمله سه سالهات رو سپردن میدونی مجلس شراب چه جوری ما رو بردن تا دیدی غربت خواهرهاتو بین تشت دیدم اشک چشماتو بند اومد زبونم وقتی دیدم دست خیزرون چه کرده با تو گفتم نزن بابای منو لبهاشو زهرا بوسیده دندوناتم که مثل منه چی به سر لبت رسیده ***** خبر داری که خواهرت شده قامت شکسته خبر داری که میخونه نمازاشو نشسته خبر داری که بردنش تو شهر با دست بسته منو کوه به کوه، صحرا به صحرا بیرون کشید از زیر دست و پا داد زدن سر عمه نامردا هی گفتم اگه بود عمو کی میتونست ما رو بزنه بابا هنوزم جای پاشون روی چادر عمه و منه لااقل حرف که میزنم دیگه نزن تو دهنم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد