نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

مینویسم عشق و، بیتردید میخوانم جنون هرکسی دیوانهتر، السابقون السابقون مینویسم عشق و، بیتردید میخوانم حسین عاقلان دانند لاکِن اکثراً لایعقلون این سرشتِ ماست، از خاکیم خاکِ کربلا سرنوشتِ ماست، پس اناالیهالراجعون صرف یکدل دادن، عرضِ ارادت شرط نیست باید امضاء کرد این دلنامه را، با دستِ خود پرچمِ او از ازل بالاست، بالا تا ابد باد این پرچم بلند و، هرچه جز آن سرنگون گوشِ جانم، چشم بر راهِ صدای دیگریست پای دل، سر در هوای ماجرای دیگریست گرچه، خیلیها به ظاهر کربلا هستن لیک باطناً امشب مدینه کربلای دیگریست چهارتن، از پنجتن بر گردهی گهوارهاند در دل گهواره هم اهلِ کساءی دیگریست خنده گریه، خنده گریه، خنده گریه، اشک بیتِ مولا غرق اشک و خندههای دیگریست شیرِ از انگشتهای وحی مینوشد حسین سبطِ پیغمبر هم غذایش، غذای دیگریست عشقِ او جاریست حتی در مرامِ اهلبیت میتوان فهمید این را از کلامِ اهلبیت هم شتابش بیشتر هماینکه جایش بیشتر کشتیاش هم فرق دارد با تمامِ اهلبیت در نهایت، جمع خواهد گشت با نامِ حسین سفرهای که پهن میگردد به نامِ اهلِبیت روز و شب بر او درودِ حق، درودِ اهلبیت روز و شب بر او سلامِ حق، سلامِ اهلبیت تا که میخوانم تورا، هر دیده میبارد تورا از خدا دیگر چهخواهد، هرکسی دارد تورا در روایت هست، هرکس که دوستش دارد خدا در دلش، چون داغی از یکلاله میکارد تورا عشق را از هرکسی از اهلِ دل پرسیدهام از گریبانش چنان خورشید میآرد تورا ما نه، فرزندِ پیمبر میشود قربانیات هستیاش را میدهد تاکه نگهدارد تورا جامهات را آسمانیها عوض کردند تا سختیِ رختِ زمینها نیازارد تورا زینتِ دوشِ نبی، عرش است جای پای تو سینهی پیغمبر است و، قلب زهرا جای تو اشک میریزم، و با ذکرت عبادت میکنیم بازهم از راهِ دور عرضِ ارادت میکنیم ما همه، بیمارهای دوری از ششگوشهایم بینِ هیئتها ز یک دیگر عیادت میکنیم زودتر، راحت کند از درد فراغت خلق را ما به این دوری مپنداری که عادت میکنیم عالمِ نوزادیِ ما، فرق دارد با همه ما برایت گریه از وقت ولادت میکنیم هر غمی دیدیم فرمودند فابک لِلحسین بعد از آن هرجا غمی دیدیم یادت میکنیم حسین دوستت دارم من ای در جسمِ عالم جانحسین آذری میخوانمت، جانیم سنه قوربان حسین
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد