نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

منزل به منزل از روی ناقه اظهار خشمو بیزاری کرده زینب بعد از غروب عاشورا جای عباس علمداری کرده مردانه قدم میزد، افسانه رقم میزد از نهضت عاشورا، بیواهمه دم میزد احیاگر عاشورا، پیغمبر عاشورا حامی لوای دین، در سنگر عاشورا جانم زینب، جانم زینب، جانم زینب صبر اّیوبو اشکای یعقوب در پیش پای او سر خم کرده زینب نام حسین را با صبرش بین هفت آسمان پرچم کرده الگوی حیا زینب، معنای وفا زینب یک آینۀ کامل، از صبر خدا زینب معنای شکیبایی، سر حلقۀ شیدایی حوریۀ مولاو، انسیۀ زهرایی جانم زینب، جانم زینب، جانم زینب علّامۀ عالَم، عالم پرور تنها استاد این مکتب باشد عقیلۀ بنیهاشم تنها در شأن حضرت زینب باشد علّامۀ مِنبَرها، مانند پَیَمبرها شاگرد کلاس او، سلمانو ابوذرها ناموس امام الله، عداوی قیام الله یک شِمه ز اعجازش، تفسیر کلام الله جانم زینب، جانم زینب، جانم زینب ایراد خطبه کرده در کوفه با آن حجبو حیای زهرایی فرموده که نیامده یک لحظه در چشم من به غیر زیبایی لاحَولَ و لاقوة، بر این جَنَمو هیبت از زیر نِقابش کرد، با صوت علی صحبت وقتی چو علی غُرید، نورش همه جا تابید از خطبۀ او ناگَه، ارکان ستم لرزید جانم زینب، جانم زینب، جانم زینب *** ساقی ساقیِ عَلَم والا عباس در اوج آسمان پرچم داری ای عشقت تا ابد در دل جاری در قلبم نهری از عَلقَم داری جانم چه عَلَمداری، میآییو دَم داری حیدر به تو مینازد، از بس که جَنَم داری ای سیدو سرلشگر، ای محشر در محشر همرزم تو در میدان، شَهزاده علی اکبر یا ابوالفضل، یا ابوالفضل، یا ابوالفضل صِفِین اومد به یادم روزی که سیزده ساله بودی اما جنگیدی صد دل از مالک اشتر بردی وقتی که مثل مولا جنگیدی روز از پِیِ شب میرفت، ابرو به غضب میرفت تو به جلو میرفتی، دشمن به عقب میرفت ضربت همه کاری بود خون بودو که جاری بود صدها بدن بیسر، الباقی فراری بود ابرویت ذوالفقار، دشمنت تارومار از ضربات تو، لشگر گفت الفرار یا ابوالفضل، یا ابوالفضل، یا ابوالفضل ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد