نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای لشکر حق را سر و سردار اباالفضل وی دست علی در صف پیکار اباالفضل هم خون حسینابنعلی در تنِ پاکت هم روح تو در پیکر ایثار اباالفضل دلدار ابالفضل، سردار اباالفضل ماه شب تار، علمدار اباالفضل «دَخيل اِسْمُكَ اَبوفاضل» ریحانۀ دو فاطمه ماه سه خورشید آرام دل حیدر کرّار اباالفضل مانند تو در ارتش اسلام که دیده فرمانده و سقا و علمدار اباالفضل دلدار ابالفضل، سردار اباالفضل ماه شب تار، علمدار اباالفضل «دَخيل اِسْمُكَ اَبوفاضل» تو ماه بنیهاشمی و ماه شبِ تار تو لالۀ عباسی و ما خار اباالفضل هم کاشفِ کَربِ پسر فاطمه هستی هم خیل بنیفاطمه را یار اباالفضل بر حاجت خود کرده صدوسیوسه نوبت هر خسته دلی نام تو تکرار اباالفضل عشق و ادب و غیرت و ایثار و شهادت کردند به آقاییات اقرار اباالفضل تو رستهای از خویش و گرفتار حسینی خلقاند به عشق تو گرفتار اباالفضل برخیز سکینه به حرم منتظر توست جانش به کف و اشک به رخسار اباالفضل «یا عباس جی بِالمای لِسْکینه» ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد