نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

روز و شب از هجرانت بی سر و سامانم خون جگر میریزد دیدهی گریانم بی سر و سامانم خورده گره عشقت با جان پریشانم میروم و میماند ذکر حسین جانم بی سر و سامانم ای سایۀ سر قرص قمر حضرت ارباب دلتنگ توام وقت سحر حضرت ارباب سوی تو سلام هر لحظه روان است ای تاب و توانم ای تاب و توانم ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد