
من کتابُاللهاَم، یعنی قرآن بشنون حرفامو اهلِ ایمان بیعلی نیستم من چیزی غیر از لکّهی جوهر رو چندتا کاغذ من قرآنم و باطنِ من بهخدا علیه تفسیر آیاتم رو میخوای همه با علیه ثواب ختم من مثل یه دفعه یا علیه بی تو، تو آتیش با سر افتاده بود حتی اون قاری که صوتش خارقالعاده بود اونی که حسبُنا کتابالله رو گفت منِ قرآن میگم اون خیلی حرومزاده بود علی مولا، علی مولا... من که بیتاللهاَم، کعبه هستم خدای حیدر رو میپرستم بیعلی نیستم من توی افلاک غیر سنگ و چوب و مُشتی از خاک من کعبهام اما کعبهی من حرمِ علیه قبلهام و اون که قبله برا دِلمه علیه از روز میلادش رو چشام قدمِ علیه همه دورِ من و من دورِ مرتضی توی حج همیشه میگم به این حاجیها برو حاجی نجف، منِ کعبه خودم دوست دارم طواف کنم به دور ایوون طلا علی مولا، علی مولا... من از آن هستم دارم وظیفه که بگم به یارانِ سقیفه به نماز بیحیدر مینازی؟ سجدههات نیست غیر از حُقّهبازی اصل سجده و اصل رکوع و قنوت علیه سمت قبله نماز میخونی روبهروت علیه رمزِ پروازِ آدما تا ملکوت علیه علی مولا، علی مولا...