
مَرکبا سیراب بودن اما هنوز تشنه بودی وسط مقتل گفت روزا تشنه بودی تشنه جنگیدی، تشنه جون دادی سر پیری به چه روزی آخه افتادی مسخرهش کردن، اهل آبادی سر پیری به چه روزی آخه افتاده مظلوم مظلوم مظلومم حسین جان من بمیرم که واسهی گریههات خنده کردن دختراشون به اشکای دخترات خنده کردن مُلئت بطونکم مِن الحرام نکنید دورِ رقیه ازدحام تو نبودی صد دفعه جون دادم بعد تو نخواه که زندگی کنم بوی نون سر تو باعث شد بیشتر احساس گرسنگی کنم دست به دیوار گرفتن بابا یکی از عوارض پیری بود یکی در میون دیدم افتاده مگه دندون تو هم شیری بود ازدحامه ازدحامه شکمهاشون پُر از مال حرامه ازدحامه ازدحامه اون عقیقی که داری مال بابامه