تصویر سیدمهدی میرداماد - مرشدم گفت که امروز طرب باید داشت

مرشدم گفت که امروز طرب باید داشت

[ سیدمهدی میرداماد ]
مُرشدم گفت که امروز، طرب باید داشت
مثل تسبیح فقط ذکر به لب باید داشت 

نرسی پایِ پیاده نفسی تا معراج 
رهرو راه خدا مرکب شب باید داشت

ای که سلمان شده و در پی منّا شدنی 
بر سر سفره‌ات از یار رطب باید داشت 

سائلی بر در این خانه تفاوت دارد 
پیش ارباب کرم دست طلب باید داشت 

از مقامات اباالفضل چنین دانستم 
پیش از هر چه در این راه ادب باید داشت 

هرکه از سیره‌ی سقّا خبری داشت پرید 
هر که از راه ادب بال‌و‌پری داشت پرید 

دل من حرف به اندازه‌ی دنیا دارد 
هر چه امروز قلم حرف زند جا دارد 

چشم طبعم به قد و قامت سروی خورده 
که چنین قامت شعرم قد و بالا دارد 

یا الهی به اباالفضل شده مشق شبم 
لفظ، بی صحبتِ از دوست چه معنا دارد 

بین خورشیدترین هایِ دو عالَم امشب 
ماهی از راه رسیده که تماشا دارد 

شوق بانویِ کلابیه عظیم است که حال 
تحفه‌ای پیشکش حضرت زهرا دارد 

جان به قربان کسی که زِ امامش
حکمِ اِنَّ العبّاس زَقَّ العِلم زَقّا

پرورش یافته‌ی آل‌ِ عبا عباس است 
عالَم غیر معلم به خدا عباس است 

از دل تو به خدا نیست دلی دریاتر 
از دو چشم تو ندیده‌ست کسی گیراتر

به خدا ماه شبِ چهاردهم معترف است 
نیست از ماهِ بنی‌هاشمیان زیباتر 

در دلِ جنگ چنانی که همه می‌گویند 
بعد مولا نبُوَد از تو کسی مولاتر 

آن که گفته رفع الله به ما فهمانده 
نیست از رایتَ العباس علمی بالاتر 

گرچه سیراب دهد آب به تشنه ساقی 
آن که لب تشنه دهد آب بُوَد سقّاتر 

شبِ میلاد تو با حال خراب آمده‌ام 
با لب تشنه می جرعه‌ی آب آمده‌ام 

دل من جز تو نبوده است گرفتار کسی 
نه گرفتار کسی نه پِیِ دیدارِ کسی 

مرغ باغ ملکوت تواَم و ننشینم 
غیر دیوار تو یک لحظه به دیوارِ کسی 

جز سر کوی تو جایی خبری نیست که نیست 
مشتری‌ات نرود بر سر بازارِ کسی 

سر سال آمده و آمده‌ام محضر تو
راه انداختن من، نبُوَد کارِ کسی 

زیر دِین احدی نیستم اِلّا عباس 
نشوم غیر تو یک لحظه بدهکار کسی 

دلم از بس که ندیده است تو را سنگ شده 
به هوای حرم علقمه دلتنگ شده

علقمه گفتم و دیدم دلم از پا افتاد 
یاد لب‌های علی‌اصغر و دریا افتاد

علقمه گفتم و دیدم که سواری بی‌دست 
تیر آنقدر به او خورد که از پا افتاد

علقمه گفتم و دیدم که عمودی آمد 
ناگهان در وسط معرکه سقّا افتاد 

شیری افتاد زِ پا و همگی شیر شدند 
گذر گرگ به آهوی حرم‌ها افتاد

وسط این همه سرنیزه و شمشیر و سنان 
ناگهان چشم علمدار به زهرا افتاد

پربازدید‌ترین‌های سرود سیدمهدی میرداماد حضرت عباس (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

پربازدید‌ترین‌های سرود حضرت عباس (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های حضرت عباس (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب ترین‌های سیدمهدی میرداماد

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد