نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

مثل اویسی که قرن را دوست دارد چشم هم دریا شد را دوست دارد عاشق ندارد میل برگشتن به منزل شب تا سحر پرپر زدن را دوست دارد دیوانگی هم عالمی دارد در اینجا آبستن بی پیراهن را دوست دارد پروانه مجبور است دور شمع باشد هم سوختن هم ساختن را دوست دارد حسین عشق منی، حسین عشق منی یا حسین عشق منی، حسین عشق منی محشر نخواهم شد پریشان حال زیرا مادر همیشه سینهزن را دوست دارد از اینکه شوق کربلا دارم همیشه فهمیدهام ارباب من را دوست دارد روز جزا آتش ندارد کار با آن گریه کنی که سوختن را دوست دارد ای کاش روی پای اربابم بمیرم آواره مردن در وطن را دوست دارد ارباب حالا که تنش روی حصیر است کی گفته این نوکر کفن را دوست دارد حسین عشق منی، حسین عشق منی یا حسین عشق منی، حسین عشق منی
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد