نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ما کی باشیم تا عشقِ عباسِ رقیه شب شب مستیِ شب خاصِ رقیه سیصد و شصت و پنج روزه منتظریم پس سنگ تموم باید گذاشت واسه رقیه دیوونگی بکن اسمشو میبَری رقیه رقیه رقیه بهخدا که مثل فاطمه محشری رقیه رقیه رقیه تو زور بازوهای علیاکبری رقیه رقیه رقیه بنت الکرمه سایهش رو سرمه همه جون من و همه باورمه همه زندگیِ من و مادرمه سیّد السادات شهزاده... منظومهی کرامت و جوده رقیه قبل من عشق مادرم بوده رقیه چی دارم از خودم بگم برای مدحش مستنداتم همه موجوده رقیه آخ با چه شوقی عموش صدا میزنه رقیه رقیه رقیه نبض دلشه که اشتباه میزنه رقیه رقیه رقیه عین شیره که با نطقی مثل علی رقیه رقیه رقیه سیلی به صورت اشقیا میزنه رقیه رقیه رقیه مهتابِ منه، تب و تاب منه خاک روضههاشم محراب منه بازو بند منه بال و پَرمه اسمش نگین انگشترمه سیّد السادات شهزاده... خوش به حال اونا که تو بندت اسیرن حتی اگه بمیرن از روضه نمیرن صدتا مثل حاتم طائی تو هر هفته میان که از سفرهت یه لقمه نون بگیرن سایهی کرمت عمری رو نوکره رقیه رقیه رقیه اونی که دل از آقای ما میبَره رقیه رقیه رقیه دقیقا مثل زینبِ محشره رقیه رقیه رقیه دنیای حسین امضای حسین دستت گره تو دستای حسین بیتُ الکرمِ مأوای حسین بنتُ الکرمِ دنیای حسین
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد