نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

جا داره روی منبر اسم تو رو جار بزنم جا داره قلم بگیرم تا زندهام برا تو کار بزنم جا داره مجنون شم پا عشقت سرم رو به دیوار بزنم جا داره مثل میثم از سرِ عشقت خودمو دار بزنم قربون صدقهات میره عباس ما پشت سرش برات میمیره عباس ما پشت سرش تو سرتا سرِ دنیا مِیخونه داری چجوری بشمارم که چند تا دیوونه داری؟ رقیه دینمه، رقیه مُهرِ سینمه رقیه جانمه، دخترِ پادشاهمه ملیکمونمه ما دوستش داریم، یه عالمه رقیه جان، شَهزاده انصافاً وانفسای کوچیکه، میبینی چیکار میکنه؟ عیناً خاطرات زهرا رو واسه همه تکرار میکنه راه میندازه کارِ عالم رو باباش این رو اظهار میکنه بدبخت اونیکه هنوز این شهزاده رو انکار میکنه خاطرخواه زیاد داری آخه کارت کَرَمه دنیا اگه بهشته، سایهات سَرَمه روزام چه قشنگه از لحظهای که (اسم خوشگل تو رو دخترمه) 2 روزی هزار دفعه رقیه رو زبونمه چیکار کنم دیگه رقیه دین و جونمه عشق تو از بچگی قاطیِ توی خونمه رقیه جان، شهزاده... اسم پرچمش رو انگار با من داره صحبت میکنه این دختر سه سالشه، میبینی چطور قیامت میکنه؟ نوبت به حسین اصلاً نمیرسه فردای محشر به خدا از بس دخترش رقیه نوکرهاش رو شفاعت میکنه بَه بَه چه شکوه و جلالی، جانم به شما چه حسن و چه خصالی، جانم به شما چه نطقی چه کلامی، عین فاطمه خراب کردی تو شامو رو سرِ همه رقیه سالاره، اصلاً یه پا علمداره تو شام و کوفه مثل عمه خط نگهداره شمشیرِ خطبهاش شبیهِ حیدرِ کراره رقیه دینمه، رقیه مُهرِ سینمه رقیه جانمه، دخترِ پادشاهمه ملیکمونه ما دوستش داریم، یه عالمه
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد