نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بِنَبیٍّ عَرَبیٍّ وَ رَسولٍ مَدَنی لذتی نیست گوارا تر از این سینهزنی خواستم گریه کنم، چون زن کودک مرده آمد از حنجرهام، صوت گلو گیر زنی بِنَبیٍّ عَرَبیٍّ وَ رَسولٍ مَدَنی لذتی نیست گوارا تر از این سینهزنی سر زینب به سلامت، سر خود میشکنم تا نفس هست مرا، بهر شما سینه زنم بِنَبیٍّ عَرَبیٍّ وَ رَسولٍ مَدَنی لذتی نیست گوارا تر از این سینهزنی من سینهزنم، سینهزن سینه شکسته اوقات خوشم موقع سینه زدنم بود حسین جان... ای حسین جانم...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد