نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

لب ساحلم میگم با دریا تو کویرم و میگم با صحرا آسمون و ابر و بارون دیدن حسنی شدم به لطف زهرا داره کهکشون یا حسن میگه داره آسمون یا حسن میگه هر چی قلبمون یا حسین میگه ضربانمون یا حسن میگه عشق منه از قدیم، بیمه شده زندگیم رو لبمه یا کریم جانم حسن روز و شب دنبال مجتبی میریم با حسن این روزا کربلا میریم وقتی زهرا هر شب یا حسن گفته یا حسن میگیم ما تا خدا میریم حسن حسن مولا حسن حسن... **** از ازل حسن شفیقم بوده مهربونترین رفیقم بوده تا که یادمه به عشقش یک عمر یا حسن روی عقیقم بوده میوهی دل کوثرِ آقام آره شِبه پیغمبره آقام وقتی میکِشه تو جَمَل شمشیر انگاری خود حیدره آقا ای تو سایهی سرم، ای تو قبلهی کَرَم ای امیرِ بیحرم، جانم حسن سر بدخواهاته تا ابد پایین پُر شده خونهت از سائل و مِسکین سر سفرهت یک عمر ما نمک خوردیم ما جُزامیهاتیم پیش ما بنشین حسن حسن مولا حسن حسن... **** یه گدا از این حوالی اومد یه گدا با دست خالی اومد یه کبوتر از شب دلتنگی با همه شکستهبالی اومد اومدم بگم شهریار اینجاست ساحلِ دلِ بیقرار اینجاست اومدم بگم با جُزامیها سائلا بیاین سفرهدار اینجاست ای بهارِ ما حسن، ای قرار ما حسن ای نگار ما حسن، جانم حسن وارث بر حقّ حضرت مولا پسر اول حضرت زهرا تو ولایت داری بر حسین حتی دور تو میگرده زینب کبری حسن حسن مولا حسن حسن...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد